
تحلیل تطبیقی خدمات رفاهی سالمندان در اروپا؛ بیستوسومین نشست تخصصی صبا برگزار شد
آقایی: تفکیک نهادی و شفافیت مسئولیتها، رمز پایداری نظامهای بازنشستگی در اروپا است.
در این نشست که با حضور جمعی از مدیران، کارشناسان و پژوهشگران حوزه بازنشستگی در محل مؤسسه راهبردهای بازنشستگی صبا برگزار گردید، آقایی به ارائه یافتههای پژوهشی خود درباره چهار خوشه اصلی نظامهای بازنشستگی در کشورهای توسعهیافته پرداخت.
شیوا آقایی در ابتدای این نشست با اشاره به بحران سالمندی جمعیت و افزایش امید به زندگی در سطح جهانی اظهار داشت: «سالمندی جمعیت فشار بیسابقهای بر صندوقهای بازنشستگی وارد کرده و نظامها با یک تضاد استراتژیک مواجه شدهاند؛ از یک سو تلاش برای دستیابی به “پایداری مالی” و جلوگیری از ورشکستگی صندوقها و از سوی دیگر حفظ “کفایت حمایتهای اجتماعی”.
وی با تأکید بر تغییر پارادایم در نظامهای بازنشستگی افزود: نظامهای بازنشستگی امروز دیگر تنها به پرداخت پول نقد محدود نمیشوند. این سیستمها اکنون شامل سبد متنوعی از حمایتهای غیرنقدی، خدمات رفاهی، مراقبتهای بلندمدت، طرحهای سلامت و مزایای مکمل هستند.
این پژوهشگر در ادامه به تشریح روششناسی پژوهش خود پرداخت و گفت: در این مطالعه با بهرهگیری از گونهشناسی تجربی “سوده و ورومن” و روش تحلیل مؤلفههای اصلی مقولهای، ۲۳ کشور توسعهیافته شامل اعضای اتحادیه اروپا، نروژ، ایالات متحده، کانادا و استرالیا بر اساس ۳۴ شاخص کمی و کیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
آقایی خاطرنشان کرد: برخلاف تقسیمبندی سهگانه سنتی اسپینگ-اندرسن، یافتهها نشان میدهد نظامهای بازنشستگی لزوماً از خوشهبندیهای کلی دولت رفاه تبعیت نکرده و منطق نهادی متفاوتی دارند.
وی چهار خوشه اصلی نظامهای بازنشستگی را به این شرح معرفی کرد:
- رژیم کورپوراتیستی (فرانسه): ارائه مزایای بسیار سخاوتمندانه با هدف «حفظ منزلت شغلی» و جایگاه اجتماعی فرد پس از بازنشستگی.
- رژیم لیبرال (انگلستان): حداقلگرایی در دخالت دولت و تمرکز بر «فقرزدایی هدفمند» برای جلوگیری از سقوط افراد به زیر خط فقر مطلق.
- رژیم مستمریهای متوسط (بلژیک): ارائه سطحی بینابینی از رفاه که دریافت مستمری کامل مشروط به دورههای طولانی انباشت (سابقه کار طولانی) است.
- رژیم خصوصی اجباری (سوئد): ترکیب نظارت دولتی با مکانیسم بازار و الزام قانونی افراد برای سرمایهگذاری بخشی از درآمد در بازار سرمایه.
آقایی در ادامه به ارائه نمونههای مشخصی از خدمات رفاهی در کشورهای مورد مطالعه پرداخت. وی با اشاره به تجربه فرانسه گفت: «صندوق ملی بازنشستگی کارکنان دولتهای محلی فرانسه (CNRACL) که از سال ۱۹۴۵ تأسیس شده، خدمات متنوعی از جمله کمک هزینه خدمات خانگی، تطبیق مسکن با نیازهای معلولیت، کمک هزینه تجهیزات گرمایشی، کمک هزینه توانبخشی و حتی کمک هزینه برای والدین دارای فرزند معلول ارائه میدهد. نرخ فقر نسبی سالمندان در فرانسه تنها ۶ درصد است که رقم بسیار پایینی محسوب میشود.»
وی به خدمات حمایتی در شرایط اضطراری نیز اشاره کرد و افزود: در فرانسه کمک هزینه انرژی برای بازنشستگان کمدرآمد، کمک هزینه بیمه تکمیلی سلامت، کمک هزینه تجهیزات خانگی، کمک هزینه تحصیلی فرزندان و حتی کمک هزینه سفر و اوقات فراغت پیشبینی شده است. همچنین کمک مالی اضطراری برای هزینههای درمانی، اجاره، بلایای طبیعی یا کفنودفن و وامهای اجتماعی بدون بهره برای بهبود مسکن از دیگر خدمات این صندوقهاست.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به تجربه بلژیک در تفکیک نهادی و تمرکززدایی اشاره کرد و گفت: در بلژیک، دولت فدرال مسئول پرداختهای نقدی قانونی و طرحهای فقرزدایی است، در حالی که مناطق و شهرداریها خدمات مراقبتی، پرستاری و حمایتهای فیزیکی را بر عهده دارند. این شبکه چندسطحی از تمرکز هزینهها جلوگیری میکند.
آقایی درباره نظام سلامت و مراقبت در سوئد اظهار داشت: سوئد دارای نظام سلامت همگانی و غیرمتمرکز است که خدمات درمانی بر اساس نیاز، نه توانایی پرداخت، ارائه میشود. تأمین مالی عمدتاً از طریق مالیاتهای شهرداری و مناطق انجام میگیرد. نکته قابل توجه در سوئد، بهرهگیری از فناوریهای نوین در خدمت کرامت سالمندان است؛ از جمله قفلهای دیجیتال برای ورود امن پرستاران، رباتهای توزیع دارو و سنسورهای نظارتی. تمرکز راهبردی در سوئد بر “توانمندسازی” و استفاده از فناوری برای حفظ سالمندان در خانه است.
وی در جمعبندی یافتههای تطبیقی خود، سه ویژگی کلیدی نظامهای موفق را برشمرد:
۱. تفکیک نهادی و شفافیت: کشورهای مورد مطالعه دارای ساختارهای شفاف و تفکیک مسئولیت میان دولت مرکزی، مناطق و نهادهای تخصصی هستند. این تفکیک باعث توزیع بار مالی و اجرایی شده و هیچ صندوقی بهتنهایی تحت فشار سنگین قرار نمیگیرد.
۲. پایداری مالی و اصلاحات پارامتریک: ترکیبی از اصلاحات پارامتریک مانند تغییر سن بازنشستگی متناسب با امید به زندگی، قواعد شاخصگذاری خودکار مزایا و اصلاحات حکمرانی، پایداری بلندمدت نظامها را تضمین میکند.
۳. نهادینهسازی کف حمایتی (فقرزدایی): در همه کشورهای موفق، برنامههایی مانند یارانه تکمیلی مستمری، درآمد تضمینشده برای سالمندان و مستمری تضمینی به صورت منظم، پایدار و شاخصگذاریشده پرداخت میشود و مانع از سقوط بازنشستگان به زیر خط فقر میگردد.
آقایی در پایان تأکید کرد: ادغام فناوری و استانداردسازی مراقبت، ارائه خدمات مراقبتی بر اساس استانداردهای ملی کیفیت و بهرهگیری از فناوریهای نوین برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان، از دیگر ویژگیهای مشترک نظامهای موفق اروپایی است که میتواند برای ایران الهامبخش باشد.



















