
عنوان:
توانمندسازی بازنشستگان با الگوی تعاونمحور و غیردولتی: مطالعه تطبیقی کشورهای منتخب
نویسنده: حسام عزت آبادیپور – محمدتقی ضرغام افشار
نوبت چاپ / سال انتشار: اول / ۱۴۰۴
مطالعه حاضر ضمن ترسیم وضعیت موجود صندوق بازنشستگی کشوری و بازنشستگان زیرمجموعه آن، به آسیبشناسی این دو حوزه با رویکرد توانمندسازی بازنشستگان پرداخته است. بررسیها نشان میدهد با وجود آنکه نیازها و مطالبات بازنشستگان تنوع زیادی دارد، اما در بسیاری از کشورها، بازنشستگی به عنوان یک مرحله حساس زندگی، چالشهایی نظیر کاهش درآمد، محدودیت در دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی و افزایش انزوای فردی به همراه دارد. پژوهش حاضر با تحلیل اسناد، گزارشهای بینالمللی و دادههای ثانویه، عملکرد موسسات و تشکلهای غیردولتی فعال در حمایت از بازنشستگان را بررسی نموده است. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه تشکلهای اجتماعی مرتبط با بازنشستگان در ایران و کشورهای منتخب جهان، مشتمل بر آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، چین و دانمارک انجام شده است. از مجموع ۲۰ تشکل بررسیشده، ۳ نهاد متعلق به ایران هستند و نمایی از تنوع ساختارها، منابع مالی، و نقشهای بازنشستگان در این تشکلها را ارائه میدهند.
یافتهها نشان میدهد که نهادهای خیریه، تعاونیها، بانکهای تعاونی و نهادهای مطالبهگری از طریق ارائه خدمات حمایتی، آموزشی، بهداشتی و مشاورهای به کاهش مشکلات اقتصادی و اجتماعی بازنشستگان کمک میکنند. این موسسات از منابع مالی متنوعی مانند کمکهای دولتی، مشارکتهای خصوصی، فروش محصولات و مسئولیت اجتماعی شرکتها بهره میبرند که پایداری فعالیتهای آنها را تضمین میکند. همچنین، برنامههای آموزشی و توانمندسازی باعث افزایش استقلال اقتصادی و مشارکت اجتماعی بازنشستگان شده است.
یافته بسیار مهم این است که نهادها و تشکلهای اجتماعی بررسی شده هیچکدام صرفا با ماموریت ارائه خدمت به بازنشستگان ایجاد نشدهاند اما بازنشستگان از سه منظر بهعنوان جامعه هدف آنها شناخته میشوند. «بازنشسته نیازمند» از خدمات رفاهی و مالی بهرهمند میشود و در نهایت، پس از توانمندسازی به خوداتکایی اقتصادی میرسد؛ «بازنشسته سالمند» از خدمات مراکز مراقبتی و توانبخشی استفاده میکند و «بازنشسته تنها» از حمایتهای اجتماعی همیاران و داوطلبان در جهت رفع انزوای اجتماعی برخوردار میشود.
پژوهش بر اهمیت همکاریهای بینسازمانی و توسعه شبکههای حمایتی تأکید دارد و پیشنهاد میکند با بهبود ساختارهای تأمین مالی و ارائه خدمات جامع، میتوان به بهبود وضعیت بازنشستگان کمک شایانی نمود. اگرچه دادههای موجود جامع نیست و تحلیلها به صورت کلی ارائه شدهاند، اما نتایج به دست آمده میتواند مبنایی برای تدوین سیاستهای نوین و توسعه رویکردهای چندجانبه در حمایت از بازنشستگان در سطوح ملی و بینالمللی فراهم آورد.
این مطالعه با استخراج درسهای تجربی از تجارب موفق جهانی، زمینه را برای بهبود سیاستها و راهکارهای حمایتی فراهم میکند و اهمیت نقش موسسات غیردولتی در ارتقای رفاه و کیفیت زندگی بازنشستگان را بهوضوح نشان میدهد.



