در سلسله نشست‌های گفت و گو درمورد توسعه ایران مطرح شد؛

جنگ برای نوشتن قواعد آینده؛ وقتی تراشه، داده و هوش مصنوعی به میدان رقابت آمریکا و چین تبدیل می‌شوند

 

رقابت آمریکا و چین دیگر صرفاً نزاعی بر سر تعرفه، کسری تجاری یا سهم دو کشور از بازار جهانی نیست. در پسِ جنگ تجاری دو قدرت، رقابتی عمیق‌تر بر سر فناوری، زیرساخت‌های دیجیتال، استانداردها، داده و هوش مصنوعی جریان دارد؛ رقابتی که پرسش اصلی آن این است: چه کسی قواعد نظم دیجیتال آینده را خواهد نوشت؟

در قرن بیستم، قدرت کشورها بیش از هر چیز با مؤلفه‌هایی مانند ارتش بزرگ‌تر، تجهیزات نظامی، ناوگان و منابعی همچون نفت سنجیده می‌شد. اما در قرن بیست‌ویکم، بخش مهمی از قدرت در جایی دیگر ساخته می‌شود؛ در تراشه‌ها، کدها، الگوریتم‌ها، شبکه‌های ارتباطی و دیتاسنترها.

از همین منظر است که جنگ تجاری آمریکا و چین را نمی‌توان تنها یک اختلاف تجاری دانست. تحریم شرکت‌هایی مانند هواوی، محدودیت صادرات فناوری و رقابت بر سر نسل پنجم ارتباطات، نشانه‌های بیرونی تحول عمیق‌تری هستند: رقابت بر سر اینکه چه کسی قواعد نظم دیجیتال را تعیین کند و چه کشورهایی ناچار باشند در چارچوب قواعد نوشته‌شده از سوی دیگران عمل کنند.

کتابی که محور پانزدهمین نشست کتابخوانی از سلسله گفت و گوهایی در مورد توسعه ایران قرار گرفته نیز با چنین نگاهی به روابط آمریکا و چین و آینده امنیت سایبری جهان می‌پردازد و این مناسبات را از دریچه ژئوپلیتیک و رقابت فناورانه بررسی می‌کند. مسئله اصلی کتاب، فراتر رفتن رقابت دو کشور از حوزه‌های سنتی سیاست و اقتصاد و تبدیل‌شدن فناوری به یکی از میدان‌های اصلی رقابت قدرت است. کتاب تکنو ژئوپولتیک نوشته پاک نانگ وونگ، توسط زهرا مشفق در این نشست ارائه شد.

 

🔸️ ️جنگی که از تعرفه آغاز شد، اما در تعرفه نماند

یکی از پرسش‌های اصلی کتاب این است که چه انگیزه‌ای دولت دونالد ترامپ را از سال ۲۰۱۸ به آغاز جنگ تجاری علیه چین سوق داد.

آمریکا در دوره ترامپ تنها با چین وارد منازعات تعرفه‌ای نشد و با کشورهایی مانند هند، ژاپن و حتی اتحادیه اروپا نیز اختلافاتی داشت؛ با این حال، منازعه با چین ابعادی بسیار گسترده‌تر پیدا کرد. دلیل مهم این تفاوت آن بود که واشنگتن در مواجهه با پکن از تعرفه فراتر رفت و محدودیت‌های فناورانه را نیز وارد میدان کرد.

تحریم هواوی با استناد به ملاحظات امنیت ملی در حوزه 5G، درخواست از متحدان آمریکا برای همراهی با این محدودیت‌ها و اقدام علیه اپلیکیشن‌هایی مانند تیک‌تاک و وی‌چت، نشان داد که موضوع فقط تراز تجاری نیست. در مقابل، چین نیز برنامه خودکفایی فناورانه خود را دنبال کرد.

اگرچه در سال ۲۰۱۹ مذاکراتی درباره تعرفه‌ها میان دو کشور شکل گرفت، در روایت مطرح‌شده در کتاب، این توافقات اولیه با نیازهای انتخاباتی ترامپ نیز مرتبط دانسته می‌شود؛ به‌ویژه با اهمیت آرای کشاورزان در ایالت‌های چرخشی. چین در واکنش به تعرفه‌های آمریکا خرید محصولات کشاورزی از این کشور، از جمله سویا، را به‌شدت کاهش داده بود.

 

🔸️ ️از ژاپن دهه ۱۹۸۰ تا چین امروز؛ یک مقایسه با یک تفاوت بزرگ

کتاب برای فهم بهتر منازعه آمریکا و چین، تجربه تنش تجاری آمریکا و ژاپن را نیز بررسی می‌کند.

رشد صنایع ژاپن، از نساجی تا الکترونیک، این کشور را به یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل کرد و نگرانی‌هایی را در بخش‌هایی از اقتصاد آمریکا به وجود آورد. واشنگتن ابتدا محدودیت‌هایی بر واردات ژاپن اعمال کرد و سپس «پیمان پلازا» میان آمریکا، ژاپن، فرانسه، آلمان غربی و بریتانیا شکل گرفت؛ توافقی که به تقویت ین و تضعیف دلار انجامید.

برای اقتصاد صادرات‌محور ژاپن، این تحول پیامدهای قابل‌توجهی داشت. با این حال، مقایسه ژاپن آن دوره با چین امروز یک تفاوت تعیین‌کننده را آشکار می‌کند: میزان وابستگی و فضای مانور دو کشور یکسان نیست.

در بحث ارائه‌شده، تأکید می‌شود که چین طی سال‌های اخیر کوشیده جهت‌گیری جغرافیایی تجارت خود را تغییر دهد و اتکای خود به بازار آمریکا و اروپا را کاهش دهد. در مقابل، وزن آسیا، کشورهای عضو بریکس و خاورمیانه در مناسبات تجاری چین افزایش یافته است. این تغییر به معنای بی‌اهمیت‌شدن بازارهای آمریکا و اروپا نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر جهت وابستگی‌های تجاری است.

 

🔸️ ️سازمان تجارت جهانی؛ نهادی که در برابر قدرت گرفتار شد

بخش دیگری از بحث به مناقشه آمریکا و چین در سازمان تجارت جهانی بازمی‌گردد. پس از اعمال تعرفه‌های آمریکا، چین با طرح شکایت در این سازمان استدلال کرد که افزایش تعرفه‌ها ناقض تعهدات واشنگتن است.

اما مسئله به سازوکار حل اختلاف سازمان تجارت جهانی رسید. آمریکا از انتصاب اعضای رکن استیناف جلوگیری کرد و در نتیجه، این رکن عملاً با اختلال جدی در کارکرد خود روبه‌رو شد. از نگاه نویسنده کتاب، این رفتار برای اعتبار آمریکا در نهادهای بین‌المللی هزینه ایجاد کرد. با این حال، در نقدی که در ارائه مطرح می‌شود، این پرسش پیش کشیده می‌شود که آیا تضعیف رکن استیناف واقعاً «هزینه ناخواسته» سیاست آمریکا بوده است یا خود می‌توانسته بخشی از راهبرد واشنگتن باشد؟ اگر این وضعیت صرفاً هزینه‌ای ناخواسته بود، انتظار می‌رفت آمریکا برای احیای سازوکار مزبور حرکت کند؛ در حالی که انسداد انتصاب اعضای آن ادامه یافت.

 

🔸️ ️آیا کسری تجاری آمریکا واقعاً با تعرفه درمان می‌شود؟

کتاب در ادامه، استدلال ترامپ درباره ضرورت جنگ تجاری برای کاهش کسری تجاری آمریکا را به چالش می‌کشد و به «معمای تریفین» متوسل می‌شود.

استدلال مطرح‌شده این است که وقتی پول یک کشور به ارز ذخیره اصلی اقتصاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، آن کشور برای تأمین نقدینگی مورد نیاز اقتصاد جهانی با فشارهایی در جهت کسری خارجی مواجه خواهد بود. از این منظر، انتظار حذف کامل کسری آمریکا، تا زمانی که دلار نقشی جهانی دارد، واقع‌بینانه نیست و تعرفه الزاماً ابزار مناسبی برای حل این مسئله محسوب نمی‌شود.

در عین حال، در ارائه نسبت به نحوه استفاده کتاب از معمای تریفین نیز نقد مطرح می‌شود: معمای تریفین اساساً به مسئله گسترده‌تر تراز پرداخت‌ها و حساب جاری مربوط است و تقلیل آن صرفاً به «کسری تجاری» می‌تواند محل اشکال باشد.

 

🔸️ ️کووید؛ وابستگی زنجیره تأمین یا ضعف زیست‌فناوری؟

کتاب در بخشی دیگر به تجربه همه‌گیری کووید و وابستگی آمریکا به چین در تأمین برخی داروها و تجهیزات پزشکی اشاره می‌کند و از این وضعیت برای بحث درباره ضعف آمریکا در حوزه زیست‌فناوری استفاده می‌کند.

اما این نتیجه‌گیری نیز در ارائه مورد نقد قرار می‌گیرد. استدلال منتقدانه این است که کمبود تجهیزات پزشکی یا وابستگی زنجیره تأمین الزاماً به معنای ضعف توان زیست‌فناورانه نیست. سرعت حرکت شرکت‌هایی مانند مدرنا در مسیر توسعه واکسن به‌عنوان شاهدی مطرح می‌شود که نشان می‌دهد باید میان «ضعف در تأمین کالای عمومی و زنجیره تأمین» و «ضعف فناورانه» تفکیک قائل شد.

 

🔸️ ️فناوری دیگر ابزار قدرت نیست؛ خودش قدرت است

فصل دوم کتاب از دو مفهوم «جهان‌گرایی فناورانه» و «ملی‌گرایی فناورانه» آغاز می‌کند. در رویکرد نخست، نوآوری در بستر همکاری‌های بین‌المللی، کاهش موانع تجاری و عملکرد بازار دنبال می‌شود؛ دولت منابع خود را بیشتر صرف پژوهش‌های پایه می‌کند و تجاری‌سازی به بخش خصوصی سپرده می‌شود.

در سوی دیگر، ملی‌گرایی فناورانه قرار دارد؛ دیدگاهی که توان فناورانه را بخشی از قدرت ملی و خودکفایی فناورانه را یکی از شروط بقا می‌بیند. اما استدلال کتاب این است که این دو مفهوم، علاوه بر سیاست فناوری، بازتاب‌دهنده ایدئولوژی سیاسی نیز هستند. از همین منظر، این پرسش مطرح می‌شود که چرا حمایت دولت‌های آسیایی از صنایع فناورانه اغلب «ملی‌گرایی فناورانه» خوانده می‌شود، اما حمایت گسترده دولت آمریکا از نوآوری از طریق بودجه‌های دفاعی می‌تواند ذیل امنیت ملی تعریف شود.

نمونه‌هایی مانند GPS و فناوری‌هایی که بعدها در محصولات تجاری مورد استفاده قرار گرفتند، برای نشان‌دادن نقش دولت در تأمین مالی مراحل پرریسک نوآوری مطرح می‌شوند. استدلال این است که بخش خصوصی معمولاً زمانی با قدرت بیشتری وارد می‌شود که امکان تجاری‌سازی فناوری شکل گرفته باشد.

بر این اساس، سیاست صنعتی و مداخله دولت در فناوری صرفاً ویژگی چین نیست. مسئله بیش از آنکه «انحراف چین از قاعده» باشد، می‌تواند نشانه تغییر خود قاعده بازی باشد.

«هر که استاندارد را می‌نویسد، آینده را قیمت‌گذاری می‌کند»

اما برتری فناورانه دقیقاً به چه معناست؟ آیا کشوری که اختراعات بیشتری ثبت کرده، محصولات بیشتری صادر می‌کند یا شرکت‌های بزرگ‌تری دارد، الزاماً قدرت فناورانه برتر است؟ پاسخ کتاب به این پرسش، بر مفهوم «قدرت ساختاری» استوار است. مسئله تعیین‌کننده این است که چه کسی قواعد و استانداردها را می‌نویسد.

قدرت ساختاری لزوماً قدرتی نیست که فقط هنگام وقوع یک منازعه به کار گرفته شود؛ قدرتی است که پیش از آغاز منازعه، زمین بازی را شکل داده است. استانداردهای فنی یکی از مصادیق چنین قدرتی هستند.

5G نمونه‌ای از این وضعیت است. حتی اگر یک شرکت تحت تحریم قرار گیرد و بخشی از بازارهای خود را از دست بدهد، پتنت‌ها و فناوری‌های ثبت‌شده آن ممکن است همچنان در استاندارد مورد استفاده دیگر تولیدکنندگان حضور داشته باشند. از همین رو، کتاب بر این گزاره تأکید دارد که برتری فناورانه یکی از منابع اصلی قدرت ساختاری است و کسی که استاندارد را می‌نویسد، در عمل بخشی از آینده را شکل می‌دهد.

 

🔸️ ️زیرساخت خنثی نیست

گزاره مهم دیگر کتاب این است که فناوری و زیرساخت را نباید ابزارهایی خنثی تصور کرد. کابل، بندر، مرکز داده و شبکه ارتباطی فقط مسیر عبور کالا یا اطلاعات نیستند. زیرساخت تعیین می‌کند چه کسی از چه مسیری عبور کند، چه کسی بر جریان داده نظارت داشته باشد و انتقال پول و سرمایه از چه کانال‌هایی صورت گیرد.

به این ترتیب، کنترل زیرساخت می‌تواند به امکان نفوذ و سازماندهی جریان اطلاعات و سرمایه تبدیل شود. در جهان دیجیتال، ژئوپلیتیک دیگر صرفاً درباره سرزمین و مرز نیست؛ مسیر عبور داده نیز می‌تواند به اندازه مسیر عبور کالا اهمیت پیدا کند. در زنجیره ارزش، «کجا ایستادن» مهم‌تر از «چقدر سهم داشتن» است. این منطق به زنجیره‌های ارزش جهانی نیز کشیده می‌شود.

افزایش سهم یک کشور از زنجیره ارزش به‌تنهایی برای سنجش قدرت آن کافی نیست. موقعیت کشور در زنجیره ــ بالادست یا پایین‌دست بودن ــ و مهم‌تر از آن، میزان جایگزین‌پذیری نقش آن تعیین‌کننده است.

ممکن است سهم یک کشور از کل زنجیره چندان بزرگ نباشد، اما اگر در نقطه‌ای قرار گرفته باشد که جایگزین‌کردن آن دشوار است، همان نقطه می‌تواند به یک گلوگاه راهبردی تبدیل شود.

صنعت نیمه‌رساناها نمونه برجسته چنین وضعیتی است. نقش هلند در ماشین‌های پیشرفته لیتوگرافی و جایگاه تایوان در صنعت تراشه نشان می‌دهد که اندازه جغرافیایی یا حتی سهم کلی اقتصاد یک کشور الزاماً قدرت واقعی آن را توضیح نمی‌دهد. اهمیت می‌تواند از کنترل یک حلقه غیرقابل‌جایگزین در زنجیره ناشی شود.

از همین زاویه، محدودکردن دسترسی چین به فناوری‌های مورد نیاز برای تولید تراشه بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر زنجیره هوش مصنوعی تفسیر می‌شود. در مقابل، در بحث پایانی جلسه نیز به جایگاه چین در برخی مواد و عناصر مورد نیاز صنایع پیشرفته و امکان استفاده پکن از این وابستگی به‌عنوان اهرم متقابل اشاره می‌شود.

 

🔸️ ️هوش مصنوعی؛ وقتی ماشین فقط «چگونه» را تعیین نمی‌کند

هوش مصنوعی لایه دیگری به این رقابت افزوده است. کتاب استدلال می‌کند که رقابت بر سر هوش مصنوعی با برخی رقابت‌های فناورانه پیشین تفاوت دارد. در فناوری‌هایی مانند رادار و موشک، ابزار ساخته می‌شد، اما انسان همچنان تصمیم‌گیر اصلی بود. در هوش مصنوعی، امکان تغییر این رابطه مطرح می‌شود.

در سطح نخست، انسان هدف را تعیین می‌کند و ماشین داده را تحلیل کرده و خروجی ارائه می‌دهد؛ مانند تحلیل تصاویر ماهواره‌ای. در سطح بعدی، شبکه‌های عصبی و سامانه‌های تطبیقی می‌توانند عملکرد خود را اصلاح کنند، هرچند هدف همچنان از سوی انسان تعیین می‌شود.

اما در لایه سوم ــ که در متن نیز تأکید می‌شود هنوز وضع موجود نیست و بیشتر به یک سناریوی آینده مربوط است ــ این احتمال مطرح می‌شود که ماشین تنها درباره «چگونگی» رسیدن به هدف تصمیم نگیرد، بلکه در تعیین «چه چیزی باید هدف قرار گیرد» نیز نقش پیدا کند. همین ظرفیت است که هوش مصنوعی را از یک فناوری صرف به یکی از محورهای رقابت قدرت‌ها تبدیل می‌کند.

 

🔸️ ️5G؛ دعوا بر سر اینترنت سریع‌تر نیست

از همین منظر باید مناقشه هواوی و 5G را نیز فهمید. در نگاه اولیه ممکن است نسل پنجم ارتباطات صرفاً به معنای اینترنت سریع‌تر تلقی شود، اما اگر موضوع فقط سرعت بود، چنین سطحی از منازعه سیاسی و امنیتی حول آن شکل نمی‌گرفت.

معماری شبکه، نرم‌افزارمحور بودن، پردازش غیرمتمرکز و گلوگاه‌های نظارتی از جمله ویژگی‌هایی هستند که در کتاب برای توضیح اهمیت امنیتی 5G مطرح می‌شوند. نگرانی درباره امکان دسترسی به داده‌ها و ایجاد «در پشتی» نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد.

بر این اساس، انتخاب تأمین‌کننده فناوری 5G فقط یک قرارداد تجاری برای امروز نیست؛ تصمیمی است که می‌تواند مشخص کند در سال‌های آینده چه بازیگری به بخش‌هایی از شبکه اقتصادی و اطلاعاتی یک کشور دسترسی خواهد داشت.

 

🔸️ ️همه متحدان آمریکا پشت واشنگتن نایستادند

واکنش کشورها به فشار آمریکا برای کنارگذاشتن هواوی نیز یکسان نبود. بر اساس روایت ارائه‌شده از کتاب، کشورهایی مانند فیلیپین، تایلند، اندونزی، مالزی و کامبوج الزاماً از ممنوعیت مورد نظر آمریکا پیروی نکردند و به سمت استفاده از چند تأمین‌کننده رفتند. ویتنام بدون اعلام ممنوعیت رسمی مسیر متفاوتی در پیش گرفت.

اتحادیه اروپا نیز یک حکم واحد برای همه اعضا صادر نکرد و تصمیم‌گیری را تا حدی به کشورهای عضو واگذار کرد. بریتانیا نیز در ادامه مسیر و پس از فشارهای آمریکا موضع خود را تغییر داد. در مقابل، استرالیا، ژاپن و نیوزیلند از کشورهایی معرفی می‌شوند که از ابتدا به سیاست محدودسازی هواوی نزدیک‌تر بودند.

این تفاوت واکنش‌ها نشان می‌دهد که حتی در میان شرکای آمریکا نیز هزینه‌ها و منافع فناوری می‌تواند به محاسبات متفاوتی منجر شود.

 

🔸️ ️«جاسوسی غیرسنتی»؛ فصل دیگری از منازعه

کتاب در فصل دیگری به مفهوم «جاسوسی غیرسنتی» و اتهاماتی می‌پردازد که آمریکا علیه چین مطرح کرده است. منظور از این مفهوم، فاصله‌گرفتن از تصویر کلاسیک جاسوسی ــ یعنی افسر اطلاعاتی و پرونده‌های مستقیم دفاعی ــ و توجه به شبکه‌هایی است که ممکن است پژوهشگران، دانشمندان و ارتباط آنها با مراکز مختلف را نیز دربر گیرد.

کتاب این موضوع را از منظر تاریخی بررسی می‌کند و استدلال دارد که چنین روش‌هایی نه محصول اینترنت، هوش مصنوعی یا 5G هستند و نه الزاماً مختص چین؛ بلکه اشکال متفاوت گردآوری اطلاعات سابقه‌ای طولانی‌تر دارند.

 

🔸️ ️«دولتمندی دیجیتال»؛ نظم آینده چه شکلی خواهد داشت؟

کتاب در نهایت از مفهومی با عنوان «دولتمندی دیجیتال» سخن می‌گوید؛ یعنی توانایی دولت برای حکمرانی بر زیرساخت‌های دیجیتال. اینجا یک پارادوکس اساسی شکل می‌گیرد. شبکه‌های جدید از یک سو ماهیتی غیرمتمرکز دارند و نمی‌توان به‌سادگی یک مرکز واحد برای آنها تعریف کرد؛ از سوی دیگر، همین پراکندگی می‌تواند نقاط آسیب‌پذیری تازه‌ای ایجاد کند و نیاز به نظارت را افزایش دهد.

از نگاه نویسنده، امنیت آینده مستلزم پذیرش همزمان دو حرکت ظاهراً متضاد است: تمرکززدایی در ساختار شبکه و نوعی تمرکز در نظارت بر آن. کتاب از همین مسیر «دولتمندی دیجیتال» را یکی از محرک‌های گذار از نظم لیبرال پس از جنگ سرد به نظمی چندقطبی، واقع‌گرایانه و در عین حال مبتنی بر وابستگی متقابل معرفی می‌کند.

با این حال، این بخش یکی از نقاطی است که در ارائه با نقد جدی مواجه می‌شود. پرسش این است که چگونه نظمی می‌تواند هم فراگیر و غیرمتمرکز باشد و هم برای تأمین امنیت به یک مرجع مرکزی نیاز داشته باشد؟ پیشنهاد مطرح‌شده درباره نوعی سازوکار یا «نیروی پلیس» نرم‌افزاری برای نظارت بر گلوگاه‌های شبکه نیز در ارائه غیرواقع‌بینانه ارزیابی می‌شود و تناقض میان «فراگیری» و «مرجع مرکزی» بی‌پاسخ باقی می‌ماند.

 

🔸️ ️پرسش ایران؛ وقتی تعریف ژئوپلیتیک در حال تغییر است

بحث کتاب در پایان جلسه به پرسشی فراتر از آمریکا و چین می‌رسد: جایگاه ایران در این تحول کجاست؟ در جمع‌بندی مطرح می‌شود که موضوع فقط استفاده موردی از هوش مصنوعی در یک جنگ یا عملیات مشخص نیست. مسئله، انقلاب دیجیتال بزرگ‌تری است که می‌تواند حتی تعریف ژئوپلیتیک را تغییر دهد.

اگر در تلقی سنتی از ژئوپلیتیک، موقعیت جغرافیایی، تسلط بر خلیج فارس، دریای خزر یا قرارگرفتن ایران در چهارراه مسیرهای تاریخی اهمیت داشت، در نظم جدید پرسش دیگری نیز در کنار آنها قرار گرفته است: چه کسی بر داده، اینترنت، هوش مصنوعی و زیرساخت دیجیتال کنترل دارد؟

از این منظر، رقابت آمریکا و چین فقط داستان دو قدرت بزرگ نیست؛ نشانه تغییری در خود مفهوم قدرت است. تغییری که در آن تراشه، استاندارد، الگوریتم، دیتاسنتر و موقعیت یک کشور در زنجیره ارزش می‌تواند به اندازه برخی مؤلفه‌های سنتی ژئوپلیتیک اهمیت پیدا کند.

و شاید مهم‌ترین پرسشی که این بحث برای ایران باقی می‌گذارد همین باشد: در جهانی که زمین بازی قدرت در حال تغییر است، نسبت ایران با این انقلاب دیجیتال چگونه تعریف خواهد شد؟

رقابت آینده الزاماً از جایی آغاز نمی‌شود که ناوها مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند؛ ممکن است بسیار زودتر، در آزمایشگاه تولید تراشه، کمیته تدوین یک استاندارد فنی، مسیر عبور یک کابل، مرکز داده یا حتی خطی از کد آغاز شده باشد.

 
این نشست با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید.

 

 

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

2 × 2 =

فهرست