
فراخوان دریافت پیشنهاد پژوهشی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ اعتبار یک ماه پس از انتشار (۱۴۰۵/۰۶/۲۰)
امکانسنجی و آسیبشناسی تجمیع یا همگرایی صندوقهای بازنشستگی با تأکید بر مصوبه انتقال صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد به صندوق بازنشستگی کشوری
بیان مسئله
نظام بازنشستگی ایران طی دهههای اخیر با چالشهای ساختاری، مالی و جمعیتی عمیقی دستوپنجه نرم کرده است. تعدد صندوقها، تفاوت در مقررات بیمهای، موازیکاریهای اداری، ناترازی اکچوئری و وابستگی فزاینده به بودجه عمومی، اصلاح این نظام را به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل کرده است. قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز با تأکید بر کاهش ناترازی، جلوگیری از ناپایداری مالی و اصلاح ساختار بیمههای اجتماعی، بستر قانونی این اصلاحات را فراهم آورده است.
در این میان، ادغام یا تجمیع صندوقها بهعنوان یکی از راهکارهای بالقوه مطرح میشود. اما باید هوشیار بود که تجمیع، صرفاً یک تصمیم اداری برای حذف ساختارهای موازی نیست؛ بلکه جراحی پیچیدهای است که مستقیماً با تعهدات بلندمدت دولت، حقوق مکتسبه بیمهشدگان، سبد داراییها، قواعد بیمهای و پایداری مالی نظام سروکار دارد.
نکته کلیدی اینجاست که ادغام، ذاتاً ناترازی مالی را حل نمیکند. انتقال یک صندوق دارای کسری اکچوئری، تعهدات انباشته یا دارایی کمبازده به صندوقی دیگر، بدون تعیین تکلیف دقیق منابع، صرفاً محل بروز ناترازی را تغییر میدهد. از اینرو، پژوهش باید میان صرفههای ناشی از مقیاس اقتصادی و هزینههای سنگین انتقال تعهدات تفکیک قائل شود. ارزیابی این تصمیم نباید صرفاً از منظر سازمانی باشد، بلکه باید آثار آن بر پایداری مالی، مدیریت دارایی، سرمایهگذاری، منابع انسانی، کیفیت خدمات و حکمرانی صندوقها بهدقت سنجیده شود.
بنابراین، پرسش بنیادین این است که آیا با توجه به شرایط کنونی، ادغام صندوقهای دولتی اصولاً اثربخشترین راهکار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم مقایسه ادغام با سایر گزینههای اصلاحی است؛ اینکه آیا میتوان اهدافی نظیر کاهش هزینههای اداری، افزایش کارایی، یکپارچگی خدمات و ارتقای حکمرانی را از طریق همگرایی تدریجی، اشتراک خدمات، اصلاح پارامترهای بیمهای یا تقویت حکمرانی، بدون تندادن به ادغام کامل محقق کرد؟ تجربه انتقال صندوق حمایت و بازنشستگی کارکنان فولاد به صندوق بازنشستگی کشوری، مطالعه موردی مهمی برای پاسخ به این پرسشهاست.
تجربه نشان داده است که ادغام حقوقی، لزوماً به مدیریت واحد منجر نمیشود؛ چهبسا دو مجموعه در قالب یک شخصیت حقوقی، همچنان سامانههای اطلاعاتی، فرآیندهای مالی، شرکتهای وابسته و فرهنگ سازمانی مجزایی داشته باشند و عملاً به جای یکپارچگی، به ساختارهای موازی درونسازمانی دامن بزنند.
از سوی دیگر، چالش ناترازی و تعدد صندوقها مختص ایران نبوده است. بررسی تجربه کشورهای مشابه در ادغام یا همگرایی، درسآموختههایی ارزشمند برای پرهیز از خطاهای تکراری و طراحی یک الگوی بومی کارآمد ارائه میدهد.
در نهایت، قلمرو این پژوهش شامل صندوقهای بازنشستگی زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (اعم از صندوق کشوری، فولاد و سایر صندوقهای تابعه) است. بررسی امکان انتقال به صندوق تأمین اجتماعی نیز بهعنوان یک سناریو قابل طرح است؛ اما واکاوی ساختار و عملکرد درونی صندوق تأمین اجتماعی بهعنوان یک موجودیت مستقل، در محدوده این پژوهش قرار ندارد، مگر در حدی که برای تحلیل سناریوی انتقال ضروری باشد.
هدف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش، عبور از امکانسنجیهای صرف و تدوین یک سند سیاستی برای تصمیمگیری درباره آینده ساختار صندوقهای بازنشستگی است. این پژوهش با بررسی چالشهای مالی، حقوقی و نهادی وضع موجود، واکاوی تجربه انتقال صندوق فولاد به صندوق کشوری، و استخراج تجربههای تطبیقی دیگر کشورها، به طراحی و ارزیابی سناریوهای مختلف (از همگرایی تدریجی تا ادغام کامل) میپردازد.
خروجی نهایی، ارائه یک الگوی بهینه و بومیشده به همراه نقشهراه اجرایی و چارچوب حقوقی است که ضمن صیانت از حقوق مکتسبه ذینفعان، زمینهساز کاهش ناترازی مالی، کاهش وابستگی به بودجه عمومی و ارتقای پایداری بلندمدت نظام بازنشستگی گردد.
محورهای پیشنهادی پژوهش
پژوهش پیشنهادی باید حداقل محورهای زیر را در قالب چهار محور اصلی پوشش دهد:
الف) بیان وضع موجود و بسترهای حقوقی و نهادی آسیبشناسی ساختار فعلی صندوقها: بررسی ظرفیتهای قانونی (برنامه هفتم پیشرفت و اسناد بالادستی) برای اصلاح ساختار، و تحلیل الزامات حقوقی و نهادی گذار از ساختار موازی به ساختار واحد (ادغام/تجمیع).
ب) سنجش پیامدهای مالی، فنی و تأثیر بر ذینفعان: ارزیابی دقیق مالی و فنی انتقال داراییها و تعهدات؛ تحلیل اثرات هر سناریو بر حقوق مکتسبه بیمهشدگان و بازنشستگان؛ و بررسی آثار این انتقال بر مشمولان و فضای سیاستگذاری کشور.
ج) الزامات عملیاتی، منابع انسانی و حکمرانی یکپارچه: بررسی چالشهای یکپارچگی واقعی (فراتر از ادغام صرفاً حقوقی) شامل سامانههای اطلاعاتی، فرآیندها، شرکتهای وابسته، ساختار مدیریتی و نیروی انسانی، و طراحی مدل حکمرانی مطلوب برای صندوق در شرایط پس از ادغام.
د) مطالعات تطبیقی و ارائه الگوی مناسب برای ایران: بررسی تجربه کشورهای منتخب (دارای چالشهای مشابه نظیر تعدد صندوقها، کسری اکچوئری و انتقال تعهدات دولت)، استخراج الگوهای موفق و ناموفق، و سنجش قابلیت کاربست آنها در نظام بازنشستگی ایران.
سؤال اصلی:
با توجه به شرایط مالی، جمعیتی، حقوقی و نهادی صندوقهای بازنشستگی دولتی، الگوی بهینه اصلاح ساختار (ادغام، تجمیع یا همگرایی) کدام است و تجربه انتقال صندوق فولاد به صندوق کشوری، چه درسآموختههایی برای طراحی و اجرای این الگو ارائه میدهد؟
سؤالات فرعی:
۱. تجمیع یا ادغام، چه تأثیری بر ناترازی مالی و محاسبات فنی-بیمهای هر یک از صندوقها خواهد داشت؟
۲. حقوق مکتسبه بیمهشدگان و بازنشستگان در هر یک از سناریوهای پیشنهادی، چگونه حفظ یا تعدیل میشود؟
۳. درسآموختههای تطبیقی از تجربه کشورهای منتخب، چگونه به کاهش ریسکهای مالی، حقوقی و سیاسی این فرآیند در ایران کمک میکند؟
۴. مهمترین موانع حقوقی، اجرایی و سیاسی در مسیر اصلاح ساختار کدامند و آیا میتوان از طریق همگرایی تدریجی (بدون ادغام کامل)، به اهداف کارایی و کاهش ناترازی دست یافت؟
انتظارات از پیشنهاد پژوهشی
پژوهش مدنظر نباید صرفاً به توصیف وضعیت موجود یا مرور قوانین و مطالعات پیشین محدود باشد و باید شامل یک روششناسی ترکیبی (کیفی-کمی) با بهرهگیری از دادههای واقعی صندوقها (صورتهای مالی، گزارشهای اکچوئری، آمار جمعیتی و تجربه انتقال صندوق فولاد) باشد و ضمن طراحی حداقل سه سناریوی متفاوت (وضع موجود، ادغام کامل، همگرایی تدریجی)، مطالعه تطبیقی حداقل سه کشور منتخب (با معیارهای شباهت ساختاری و تجربه اصلاحات) را نیز در بر بگیرد؛ تا خروجی قابل اتکایی برای سیاستگذار فراهم آورد و این موارد باید به صورت مشخص در پروپوزال تعیین گردند.
با توجه به این مسئله از همه علاقهمندان دعوت میشود طرحهای پژوهشی (پروپوزال) خود را، به همراه رزومه علمی در قالب مصوب موسسه به ایمیل info@saba-psi.ir ارسال نمایند.
[1] در این فراخوان، ادغام به معنای انتقال کامل شخصیت حقوقی، داراییها و تعهدات یک صندوق به صندوق دیگر، تجمیع به معنای ایجاد ساختار مدیریتی و عملیاتی واحد بدون الزام به ادغام حقوقی و مالی، و همگرایی به معنای هماهنگسازی تدریجی قوانین و مقررات صندوقها در چارچوب یک نظام هماهنگ تعریف میشود. پژوهشگر میتواند هر یک از این سناریوها یا ترکیبی از آنها را بررسی کند.



