تجربه‌نگاری و آسیب‌شناسی واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری
  1. خانه
  2. فراخوان‌ها
  3. تجربه‌نگاری و آسیب‌شناسی واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری


فراخوان دریافت پیشنهاد پژوهشی

تاریخ انتشار:   ۱۴۰۵/۰۵/۲۴        اعتبار یک ماه پس از انتشار (۱۴۰۵/۰۶/۲۰)

 

تجربه‌نگاری و آسیب‌شناسی واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری

بیان مسئله

مجموعه بنگاه‌های اقتصادی تحت مالکیت صندوق بازنشستگی کشوری، برخلاف آنچه از یک نهاد سرمایه‌گذار  انتظار می‌رود، عمدتاً حاصل یک راهبرد سنجیده سرمایه‌گذاری مبتنی بر نسبت ریسک و بازده نبوده است؛ بلکه بخش عمده آن از رهگذر انتقال شرکت‌های دولتی به صندوق در قالب رد دیون دولت شکل گرفته است. در این سازوکار، صندوق نقش مؤثری در انتخاب دارایی نداشته و عملاً پذیرنده دارایی‌هایی بوده که در فرایند تسویه بدهی دولت به آن واگذار شده است. ترکیب کنونی پرتفوی صندوق، پیش از آنکه بازتاب ترجیحات سرمایه‌گذاری یک نهاد بیمه‌ای باشد، بازتاب اقتضائات مالی دولت در دوره‌های مختلف است.

این شیوه شکل‌گیری دارایی، پیامدهای اقتصادی به‌هم‌پیوسته‌ای برای صندوق داشته است. نخست آنکه ارزش اسمی بدهی تسویه‌شده، لزوماً معادل ارزش اقتصادی دارایی دریافتی نبوده است؛ بدهی‌های شناسایی‌نشده، تعهدات نیروی انسانی، فرسودگی دارایی‌های ثابت و محدودیت‌های ناشی از قیمت‌گذاری دستوری موجب شده تسویه بدهی در دفاتر انجام شود بی‌آنکه توان مالی صندوق به همان اندازه ترمیم گردد. دوم آنکه میان ماهیت تعهدات صندوق و ماهیت دارایی‌های دریافتی ناترازی ساختاری وجود دارد؛ تعهد پرداخت مستمری کوتاه‌مدت، قطعی و تورم‌پذیر است، حال آنکه سهام بنگاه‌های صنعتی، به‌ویژه در بخش غیربورسی، بلندمدت، کم‌نقدشونده و پرنوسان است. سوم آنکه نگهداشتن این بنگاه‌ها در موارد متعددی مستلزم تزریق منابع از سوی صندوق بوده و بخشی از پرتفوی، به‌جای آنکه مولد جریان نقدی باشد، جاذب نقدینگی صندوق شده است.

در کنار پیامدهای مالی، این فرایند مأموریت نهادی صندوق را نیز دستخوش تغییر کرده است. صندوق امروز از طریق هلدینگ‌های تخصصی خود بر شبکه گسترده‌ای از شرکت‌های زیرمجموعه اشراف دارد و ناگزیر است تعداد قابل‌توجهی از کرسی‌های مدیریتی را اداره کند. این نقش، ظرفیت مدیریتی صندوق را از مأموریت اصلی آن یعنی مدیریت ریسک بیمه‌ای و تأمین معیشت بازنشستگان دور کرده و آن را در معرض هزینه‌های نمایندگی، فشارهای غیراقتصادی برای حفظ اشتغال و تأمین مالی، و ریسک‌های اعتباری قرار داده است.

احکام قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، صندوق‌های بازنشستگی را به واگذاری سهام مدیریتی و خروج تدریجی از بنگاه‌داری مکلف کرده و روش رد دیون را نیز مقید ساخته است. ورود نهادهای نظارتی به موضوع اجرای این تکالیف، بر فوریت آن افزوده است. با این حال، خروج از بنگاه‌داری بدون شناخت دقیق از سازوکاری که ورود به آن را رقم زد، خود می‌تواند به تکرار همان الگو در جهت معکوس بینجامد؛ یعنی واگذاری شتابان دارایی‌های مولد به قیمتی کمتر از ارزش واقعی و باقی‌ماندن دارایی‌های کم‌بازده و فاقد بازار در ترازنامه صندوق.

آنچه امروز در دسترس است، عمدتاً تحلیل‌های کلان و آماری درباره بنگاه‌داری صندوق‌های بازنشستگی است. آنچه در دسترس نیست، تصویری مستند و پرونده‌محور از چگونگی شکل‌گیری این وضعیت است: اینکه هر واگذاری بر چه مبنایی و با چه قیمتی انجام شد، صندوق در پذیرش یا رد آن چه میزان اختیار داشت، و هر دارایی در دوره نگهداری چه اندازه ارزش برای صندوق ایجاد یا تخریب کرد. بخش قابل‌توجهی از این دانش، در اسناد رسمی ثبت نشده و صرفاً نزد مدیران و کارشناسانی است که در واگذاری‌های دو دهه گذشته حضور داشته‌اند و بسیاری از آنان امروز از مجموعه خارج شده‌اند.

از این منظر، ضروری است تجربه واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری به‌صورت نظام‌مند مستند و از جنبه‌های مالی، فرایندی، حاکمیتی و پایداری بیمه‌ای آسیب‌شناسی شود. مسئله اصلی صرفاً سنجش عملکرد بنگاه‌های موجود نیست، بلکه فهم این نکته است که سازوکار رد دیون چه اندازه از تعهدات دولت را به‌طور واقعی تسویه کرده، چه هزینه‌ای بر صندوق تحمیل نموده، و چه درس‌هایی برای مدیریت پرتفوی موجود و اجرای کم‌هزینه تکالیف خروج از بنگاه‌داری در بر دارد.

هدف پژوهش

هدف اصلی پژوهش، مستندسازی نظام‌مند تجربه واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری و آسیب‌شناسی اقتصادی، فرایندی و حاکمیتی این تجربه است. پژوهش باید ضمن ترسیم تصویر دقیقی از وضع موجود پرتفوی بنگاهی صندوق بازنشستگی و برآورد فاصله میان ارزش اسمی بدهی تسویه‌شده و ارزش اقتصادی تحقق‌یافته، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری این فاصله را شناسایی کرده و توصیه‌های اجرایی برای مدیریت دارایی‌های کنونی و اجرای تکالیف قانونی خروج از بنگاه‌داری ارائه کند.

محورهای پیشنهادی پژوهش

پژوهش می‌تواند محورهای زیر را مورد توجه قرار دهد:

  • تحلیل وضع موجود پرتفوی بنگاهی صندوق بر پایه صورت‌های مالی حسابرسی‌شده، بودجه و گزارش‌های عملکرد سالانه، شامل ترکیب و تمرکز دارایی‌ها، وضعیت نقدشوندگی و وضعیت عملکردی شرکت‌های زیرمجموعه.
  • محاسبه خالص جریان نقدی پرتفوی، با احتساب سود سهام وصول‌شده و عواید فروش در برابر آورده نقدی در افزایش سرمایه‌ها و تسهیلات اعطایی به شرکت‌های تابعه.
  • برآورد فاصله میان ارزش اسمی بدهی تسویه‌شده و ارزش اقتصادی تحقق‌یافته برای صندوق، و تفکیک این فاصله به سهم قیمت‌گذاری در زمان انتقال و سهم عملکرد دوره نگهداری.
  • بررسی سهم پرتفوی بنگاهی در تأمین مصارف مستمری در مقایسه با حق بیمه جاری و کمک دولت، و سنجش قابلیت اتکای این منبع در میان‌مدت.
  • آسیب‌شناسی فرایند واگذاری از منظر میزان اختیار صندوق در پذیرش یا رد دارایی، نحوه تخصیص ریسک در اسناد انتقال، و تعارض منافع ساختاری میان نقش‌های مختلف دولت در این فرایند.
  • بررسی ساختار حاکمیت شرکتی و مدیریت پرتفوی، شامل ساختار مالکیتی چندلایه، نظام انتصاب و پایش مدیران، و اثر الزامات غیراقتصادی بر عملکرد بنگاه‌ها.
  • مستندسازی روایت مدیران و کارشناسان دخیل در فرایند واگذاری، با هدف شناسایی قیدها، گزینه‌های رد‌شده و مبانی تصمیمی که در اسناد رسمی ثبت نشده است.
  • مطالعه موردی چند بنگاه منتخب، به‌منظور بازسازی کامل چرخه انتقال، نگهداری و وضعیت کنونی هر مورد.
  • بررسی تجربه کشورهای دارای شرایط قابل قیاس در مواجهه با تسویه بدهی دولت از طریق انتقال دارایی به نهادهای بازنشستگی، و ارزیابی امکان بومی‌سازی درس‌آموخته‌های آن.
  • بررسی وضعیت اجرای تکالیف قانونی خروج از بنگاه‌داری و ارائه چارچوبی برای توالی و روش واگذاری دارایی‌ها به‌گونه‌ای که از تخریب ارزش جلوگیری شود.

سؤال اصلی پژوهش

سازوکار واگذاری شرکت‌ها به صندوق بازنشستگی کشوری در قالب رد دیون، تا چه اندازه به تسویه واقعی تعهدات دولت و بهبود پایداری مالی صندوق منجر شده است، چه عواملی موجب فاصله‌گرفتن نتیجه محقق‌شده از ارزش اسمی تسویه‌شده گردیده، و این تجربه چه درس‌هایی برای مدیریت پرتفوی کنونی و اجرای تکالیف خروج از بنگاه‌داری در بر دارد؟

انتظار از پیشنهادهای پژوهشی

پیشنهادهای پژوهشی باید ضمن ارائه چارچوبی روشن و قابل اجرا برای ارزیابی وضع موجود، به یافته‌های کمّی مستند و توصیه‌های سیاستی عملیاتی منجر شوند. انتظار می‌رود پژوهشگر منابع داده مورد نیاز و روش دسترسی به آنها را به‌تفکیک محورها مشخص کند و در مواردی که داده در دسترس نیست، این محدودیت را صراحتاً اعلام نماید. همچنین لازم است مفروضات محاسباتی، به‌ویژه در برآورد ارزش اقتصادی و انتخاب نرخ بازده معیار، به‌روشنی تصریح شده و نتایج به‌همراه تحلیل حساسیت ارائه شود. پیشنهاد پژوهشی باید در صورت امکان، اولویت‌های اصلاح در سطح مقررات، ساختار حاکمیتی و فرایندهای اجرایی صندوق را مشخص و برای هر توصیه، مرجع مجری و پیش‌نیازهای اجرای آن را تعیین کند.

با توجه به این مسئله از همه علاقه‌مندان دعوت می‌شود طرح‌های پژوهشی (پروپوزال) خود را، به همراه رزومه علمی در قالب مصوب موسسه به ایمیل info@saba-psi.ir ارسال نمایند.

 

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

15 + 9 =

فهرست