چرخه‌های سیاسی و انتخاباتی، سیاست‌های بازنشستگی و پایداری مالی صندوق‌های بیمه اجتماعی در ایران
  1. خانه
  2. فراخوان‌ها
  3. چرخه‌های سیاسی و انتخاباتی، سیاست‌های بازنشستگی و پایداری مالی صندوق‌های بیمه اجتماعی در ایران

 

فراخوان دریافت پیشنهاد پژوهشی

تاریخ انتشار:   ۱۴۰۵/۰۵/۲۴        اعتبار یک ماه پس از انتشار (۱۴۰۵/۰۶/۲۰)

 

چرخه‌های سیاسی و انتخاباتی، سیاست‌های بازنشستگی و پایداری مالی صندوق‌های بیمه اجتماعی در ایران

 

بیان مسئله

نظام‌های بیمه اجتماعی و بازنشستگی از مهم‌ترین سازوکارهای حمایت اجتماعی در جوامع معاصر هستند که از یک سو وظیفه پوشش افراد در برابر ریسک‌هایی همچون سالمندی، ازکارافتادگی، بیکاری و کاهش درآمد را بر عهده دارند و از سوی دیگر، به دلیل ماهیت بین‌نسلی و بلندمدت خود، با الزامات پیچیده مالی، جمعیتی و اکچوئری مواجه‌اند. قوانین، سیاست‌ها و تصمیمات مربوط به بیمه‌های اجتماعی و نظام بازنشستگی، از جمله میزان و نحوه پرداخت مستمری‌ها، همسان‌سازی و گسترش حمایت‌های اجتماعی، از یک سو آثار مهمی بر رفاه و امنیت اقتصادی گروه‌های مختلف جامعه دارد و از سوی دیگر می‌تواند پیامدهای بلندمدت مالی و اکچوئری برای صندوق‌های بیمه‌ای و دولت ایجاد کند.

یکی از دیدگاه‌های مطرح آن است که تصمیمات این حوزه ممکن است تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و انتخاباتی قرار گرفته و در برخی موارد، اهداف کوتاه‌مدت سیاسی بر الزامات مالی و اکچوئری غلبه کرده باشد. در نظام‌های بازنشستگی، تصمیمی که امروز درباره میزان مستمری، شرایط بازنشستگی، نحوه محاسبه حقوق، دامنه شمول بیمه، سوابق قابل احتساب، همسان‌سازی یا متناسب‌سازی اتخاذ می‌شود، می‌تواند آثار مالی و توزیعی آن را برای سال‌ها و حتی دهه‌های آینده ایجاد کند. از این رو، سیاست‌گذاری در این حوزه واجد یک ویژگی اساسی است: منافع و هزینه‌های آن الزاماً در یک دوره زمانی و برای یک گروه اجتماعی واحد ظاهر نمی‌شود. این ویژگی، نظام‌های تأمین اجتماعی و بازنشستگی را به عرصه‌ای مهم برای مطالعه اقتصاد سیاسی تبدیل کرده است.

در ایران، سیاست‌های مرتبط با بازنشستگی و حمایت از بازنشستگان در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم در حوزه سیاستگذاری اجتماعی و مالی تبدیل شده است. اجرای طرح‌هایی مانند همسان‌سازی و متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان با هدف جبران کاهش قدرت خرید و بهبود وضعیت معیشتی بازنشستگان، از منظر حمایت اجتماعی و حفظ سطح زندگی این گروه قابل توجه است؛ با این حال، چنین سیاست‌هایی می‌توانند در صورت تأمین نشدن منابع پایدار، تعهدات مالی قابل توجهی برای دولت و صندوق‌های بازنشستگی ایجاد کنند. از این منظر، نحوه تعیین میزان افزایش مستمری‌ها، منابع تأمین مالی و چگونگی توزیع هزینه میان دولت، صندوق‌ها و نسل‌های مختلف، از مسائل مهم در ارزیابی پایداری نظام بازنشستگی کشور به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، سیاست‌ها و برنامه‌های دیگر مانند بازنشستگی پیش از موعد و مقررات مربوط به مشاغل سخت و زیان‌آور نیز از جمله مواردی هستند که می‌توانند بر وضعیت مالی و تعادل منابع و مصارف صندوق‌های بازنشستگی اثرگذار باشند. امکان بازنشستگی در سنین پایین‌تر یا با سابقه کمتر، اگرچه می‌تواند از منظر حمایت از نیروی کار شاغل در شرایط دشوار و جبران فرسودگی ناشی از این مشاغل توجیه اجتماعی داشته باشد، اما هم‌زمان با کاهش مدت پرداخت حق‌بیمه و افزایش دوره دریافت مستمری، می‌تواند تعهدات بلندمدت صندوق‌ها را افزایش دهد. بنابراین، مجموعه این سیاست‌ها را نمی‌توان صرفاً از منظر هزینه‌های مالی یا صرفاً از منظر حمایت اجتماعی ارزیابی کرد؛ بلکه لازم است رابطه میان کفایت حمایت‌های بازنشستگی، شرایط اقتصادی و اجتماعی، عدالت بین‌نسلی و پایداری مالی و اکچوئری صندوق‌ها به‌صورت هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد.

برخی استدلال می‌کنند سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان، به‌ویژه در دوره‌های منتهی به انتخابات، انگیزه بیشتری برای اتخاذ سیاست‌هایی دارند که منافع آن‌ها برای گروه‌های مشخصی از رأی‌دهندگان در کوتاه‌مدت قابل مشاهده باشد؛ از جمله افزایش مستمری‌ها، گسترش دامنه شمول، ایجاد امتیازات بازنشستگی، کاهش شرایط احراز، اجرای طرح‌های همسان‌سازی یا متناسب‌سازی و سایر سیاست‌های دارای منفعت مستقیم برای گروه‌های ذی‌نفع. در چنین حالتی، این احتمال مطرح می‌شود که ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی بر الزامات بلندمدت بیمه‌ای و اکچوئری غلبه کند و هزینه تصمیمات امروز به شکل کسری، افزایش تعهدات دولت، کاهش ذخایر، بدهی یا انتقال بار مالی به نسل‌های آینده ظاهر شود.

از سوی دیگر، نسبت دادن این تصمیمات صرفاً به انگیزه‌های انتخاباتی نیز می‌تواند گمراه‌کننده باشد. افزایش مستمری‌ها یا گسترش حمایت‌های اجتماعی ممکن است در شرایطی که تورم بالا، کاهش قدرت خرید، رکود اقتصادی، بیکاری، کاهش دستمزد واقعی یا افزایش فقر وجود دارد، پاسخی به یک نیاز واقعی اجتماعی باشد. در این نگاه، ممکن است مشکل اصلی نه «افزایش حقوق بازنشستگان» یا «گسترش پوشش حمایتی»، بلکه ضعف عملکرد اقتصاد کلان و گسترش فقر خانوارها یا در سطح پایین‌تر عدم اجرای تعهدات دولت نسبت به نهادهای بیمه‌ای باشد.

این تعارض در بسیاری از کشورها نیز وجود داشته است. ادبیات بین‌المللی درباره اصلاحات بازنشستگی نشان می‌دهد که اصلاحاتی نظیر افزایش سن بازنشستگی، تغییر فرمول مزایا، افزایش نرخ حق‌بیمه یا کاهش نرخ جایگزینی معمولاً از نظر مالی قابل دفاع‌اند، اما می‌توانند هزینه‌های سیاسی و توزیعی قابل توجهی ایجاد کنند. در مقابل، حفظ یا افزایش مزایا ممکن است رفاه نسل فعلی بازنشستگان را تقویت کند اما هزینه آن به آینده منتقل شود. پژوهش‌های جدید نیز نشان می‌دهند که اصلاحات بازنشستگی می‌توانند هم‌زمان بر رفتار بازنشستگی، اشتغال، بخش رسمی و غیررسمی اقتصاد، پس‌انداز و رفاه نسل‌های مختلف اثر بگذارند.

با وجود اهمیت موضوع، هنوز نیاز به یک مطالعه نظام‌مند وجود دارد که رابطه میان چرخه‌های سیاسی و انتخاباتی، شرایط اقتصاد کلان، تصمیمات حمایتی و رفاهی، منافع گروه‌های ذی‌نفع و پایداری مالی و اکچوئری صندوق‌های بیمه اجتماعی و بازنشستگی در ایران را به‌صورت تجربی بررسی کند. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش، بررسی رابطه میان چرخه‌های سیاسی و انتخاباتی، شرایط اقتصادی و اجتماعی، تصمیمات حمایتی و رفاهی و پایداری مالی و اکچوئری نظام بیمه اجتماعی در ایران است.

 

هدف پژوهش

هدف، شناخت عوامل مؤثر بر تصمیمات مرتبط با بیمه اجتماعی و بازنشستگی در ایران و بررسی نقش ملاحظات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مالی در شکل‌گیری این تصمیمات است. پژوهش همچنین باید بتواند تعارض یا تعامل میان دو هدف اساسی را بررسی کند:

  • کفایت و حمایت اجتماعی از بازنشستگان و گروه‌های آسیب‌پذیر؛
  • پایداری مالی، بیمه‌ای و بین‌نسلی نظام تأمین اجتماعی.

 

محورهای پیشنهادی

پیشنهادهای پژوهشی می‌توانند، حسب رویکرد پیشنهادی پژوهشگر، به یک یا تعدادی از موضوعات از جمله موارد زیر بپردازند:

  • رابطه میان چرخه‌های انتخاباتی و تصمیمات بیمه‌ای و بازنشستگی؛
  • نقش شرایط اقتصادی و اجتماعی در شکل‌گیری سیاست‌های حمایتی؛
  • اقتصاد سیاسی تصمیمات مرتبط با مستمری و همسان‌سازی؛
  • آثار رفاهی و توزیعی این تصمیمات؛
  • آثار مالی و بلندمدت تصمیمات بر صندوق‌های بازنشستگی و دولت؛
  • تعارض میان ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی و الزامات بلندمدت بیمه‌ای و اکچوئری؛
  • عدالت بین‌نسلی در سیاست‌های بازنشستگی؛
  • تجربه سایر کشورها در مدیریت رابطه میان حمایت اجتماعی و پایداری مالی.

 

سؤال اصلی

تصمیمات مرتبط با بیمه اجتماعی و بازنشستگی در ایران تا چه اندازه تحت تأثیر ملاحظات انتخاباتی و سیاسی، شرایط اقتصادی و ضرورت‌های اجتماعی قرار دارند و پیامدهای این تصمیمات برای رفاه اجتماعی و پایداری نظام بیمه‌ای چیست؟

 

 

انتظار از پیشنهادهای پژوهشی

پیشنهادهای ارائه‌شده باید ضمن بهره‌گیری از ادبیات علمی و تجربیات بین‌المللی، بتوانند با رویکردی بی‌طرفانه و مبتنی بر شواهد، عوامل مؤثر بر تصمیمات این حوزه و پیامدهای آن‌ها را بررسی کرده و در نهایت پیشنهادهایی برای ایجاد تعادل میان حمایت اجتماعی، پایداری مالی و عدالت بین‌نسلی ارائه کنند. انتظار می‌رود طرح‌های پیشنهادی میان هم‌زمانی تصمیمات با دوره‌های انتخاباتی و رابطه علّی احتمالی میان آن‌ها تمایز قائل شوند و نقش متغیرهای مداخله‌گر، از جمله تورم، رشد اقتصادی، وضعیت بازار کار، فقر، ساختار جمعیتی، وضعیت منابع و مصارف صندوق‌ها، تکالیف قانونی و بودجه‌ای دولت و مطالبات اجتماعی را در تحلیل لحاظ کنند.

 

 با توجه به این مسئله از همه علاقه‌مندان دعوت می‌شود طرح‌های پژوهشی (پروپوزال)‌ خود را، به همراه رزومه علمی در قالب مصوب موسسه به ایمیل info@saba-psi.ir ارسال نمایند.

 

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

1 × 2 =

فهرست